سین .ز پنجشنبه 1 مهر 1395 12:26 ب.ظ نظرات ()

روز های هفتم تا نهم پیوند


امروز چهار شنبه هست. همسرم امده پیشم. روز ها و شب های سختی رو پشت سرگذاشتم. فکر کنم دو روزی هست که نتونستم بنویسم. دو روز بود دچار عوارض پیوندشدم. تب کردم و به صورت غیر قابل باور   بود که مرتب بعد از شکایت من می گفتن طبیعی هست خوشحال هم باید باشی! بخاطر عوارضی که برات ایجادشده!! یعنی سلول های جایگزین توانسته اند جای خود را پیدا کنند و شما هم داری ان ها را دفع می کنی وشروع به ریزش موهایم کرد . واقعا خسته شدم وشاید لحظه ای خود را باختم اما امروز صبح از ساعت نه صبح به بعد عوارض کمتر و به مرور بهتر شدم وتوانستم غذا هم بخورم. بیمارستان نان لواش میدهد من هوس نان بربری کردم. گلو درد هم مقداری داشتم برام گرفتن و اوردن لقمه اولی ودومی که خوردم خیلی درد داشت از لقمه های کوچک شروع کردم وذره ذره لقمه هاروخوردم این رو از یک خدمه ی باتجربه اموختم گفت: با این کار راه گلو باز میشه ووقتی مرخص میشید زیاد اذیت نمی شید. تخم مرغ،شیر، بعد از پیوند تا چند ماهی نباید خورد. غذای خیلی چرب هم همینطور. باید سعی کرد هر طور شده غذا رو خورد چون باعث میشه سلول های پیوند شده سریع تر رشد کنند. صبح دوست خیلی صمیمیم -در حد خواهر- بهم پیام داد برات خواب خوبی دیدم! رفتم مشهد برات لباسی روخریدم. وقتی شنیدم واقعا از این روبه اون شدم واقعا حس خوبی بود. حالا هم می خوام بگم، اگر عوارضی و سختی زیادی میکشی ، خدا و ائمه انسان رو رها نمی کنند. باید امیدوار بود.  ظهر که شد یه پسر رو به اتاقم اوردن که مرخص شده بود. خدارو شکر حالش عالی بود. گفت بعد از پیوند، ده/پانزده روز طول میکشه تا مرخص بشی.  خیلی خوشحال شدم. وقت ملاقاتی همسرم رو دیدم. حین ملاقاتی خانم موسوی امد گفت: سلول ها خیلی خوب امده بالا در کل امروز روز خیلی عالی در کارنامه ی پیوند من ثبت میشه پس باید قبول کردکه بعداز روز های سخت اسایش وراحتی در راه هست خدارا شاکرم. امیدوارم رو به بهبودی باشم..  


ساعت یازده/بیست وهفتم مرداد نود و پنج