سین .ز جمعه 2 مهر 1395 01:49 ق.ظ نظرات ()

مشکلات داروی جدید !!

امروز پنج شنبه صبح هست. ساعت ده وربع. من وخاله مهین درخانه هستیم. محمد و پسر خاله ناهید رفتن دارو های من رو بگیرن.  شنبه این هفته ازمایش ها رو گرفتم در ظاهرمشکلی نبود. یکشنبه بیوکسی شدم. چه روز سختی بود. ساعت هشت صبح وقت داشتم خیلی منتظر شدم. تا ساعت دوازده ونیم منتظر شدم. وقتی وارد شدم یه اتاق با سه تا تخت با دوتا دکتر.دکتر چراغی و یه خانم دکتر بودن. وارد شدم، یه خانم که نه ماه از پیوندش می گذشت بیوکسی شد. ظاهرا دردی نداشت چون سر وصدایی نکرد بعد که نوبت من شد، خانم دکترمنو بیوکسی کرد. خداییش نسبت به روزی که از تو بیمارستان مرخص شدم دردش کمتر بود چون سر سرنگ رو از بیرون تهیه کردیم ولی درد داشت. بعدش هم سریع بیرون کردم تا مریض بعدی بیوکسی بشه. بعد تو سالن منتظر شدم تا داداش لوله های ازمایش رو به ازمایشگاه و پاتولوزی تحویل داد. بعد هم ساعت یک ونیم ظهر به خونه رسیدم. خیلی درد داشتم. روز بعد هم که فرداش هم پانسمان روبرداشتم، هم حمام کردم، حالم بهتر شد. دوشنبه داداش و خانمش که از من مراقبت میکرد با خاله مهین جاشونو عوض کردن. دوشنبه عید بود وتعطیل بود و چهارشنبه برای ویزیت رفتیم. ساعت هشت صبح رفتم ساعت سه بعداز ظهربه خونه رسیدیم. درمانگاه زیاد شلوغ بود و دکتر ها به مرخصی رفته بودن و فقط چند دکتربودن که مریض هارو ویزیت می کردن. واقعا مریض ها -مخصوصا ما پیوندی ها- اذیت شدیم وکسی هم پاسخگو نیست واصلا مریض هارو درک نمی کنن. وقتی از بخش پیوند مرخص میشی کلی سفارش می کنن کهبهداشت رعایت کنند. میکروب نباشه. ولی وقتی ازخونه بیرون نیاین که الودگی نباشه انوقت ساعت هشت بری درمانگاه با مریض های مختلف اکثرا سرماخورده یا محیط شلوغ برای  مریض های پیوندی ضرر ندارد؟ نزدیک ساعت دو بود که من پشت در مطب دکتر رسیدم. تازه یه اتاق دو در سه با هفت هشت تا مریض پشت در. تازه پرونده من اشتباهی به اسم فرد دیگری فرستاده شده بود! کلی نشستم تا پرونده اوردن. پیش دکتر که رفتم یهعفونت کوچیک تو خونم دید که گفت با تعویض دارو حل میشه. شنبه ازمایش بده و چهارشنبه بیا که حتما باید ازمایشو ببینم. بعد رفتیم داروخانه که گفتن برید شبانه روزی، ما دارو رو نداریم. دیدم ساعت سه هست و از صبح تا حالا چیزی نخوردم تازه کسی هم خونه نبود که غذا رو درست کنه خاله با زحمت ساعت پنج ناهارو درست کرد و من خوردم و رفت داروخانه تا دارو بگیره که گفتن دارو ایرانیش یه میلیون وخورده ای که ما نداریم.بیمارستان شریعتی داره. خارجی هم سه میلیون هست که فرقی با ایرانی نداره شما باید برید شریعتی باز خاله رفته بود شریعتی گفتن ما ایرانی داریم اما چون دفعه ی اوله باید برید فلان جا تایید کنید تا هزینه کمتر بشه. وامروز هم نمیشه برید. فردا بنده خدا شوهرم شب از یزد راه افتاد وصبح رسید وبا سیصد هزار تومان نمونه ایرانی به تعداد شصت تا گرفت ومن ساعت یازده خوردم. دیروز چون زیاد معطل شدم وحرص خوردم دچار التهاب پوستی شدم. درسته بیمارستان دولتی هست ولی در پیوند زدن بهترین بیمارستان درکل کشور است . ولی این وضعیت درمانگاه واقعا دور از انتظار هست و مدیریت بیمارستان باید برای ویزیت مریض های پیوندی مخصوصا بچه ها و سال خورده ها محیطی جدا گانه در نظر بگیرن تا اینقدر اذیت نشوند. حالا من باید چند روزی دارو بخورم تا به امید خدا خوب شوم 


بیست و پنجم/شهریور نود و پنج