سین .ز چهارشنبه 4 مرداد 1396 01:43 ق.ظ نظرات ()
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی
به نام خدا
زیارت خوبی بود. خیلی خوش گذشت.
 شاید اولین بار در عمرم بود که تونستم چهار بار به حرم دست بزنم .
سری های قبل از دور سلام می دادم.
اما این دفعه خاله مهین هر دفعه من رو برد کنار ضریح
 حس عجیبی هست وقتی به ضریح نگاه می انداختم.
انقدر خواسته و نیاز داشتم و یا دیگران ازم خواسته بودندکه نمیدونستم که باید کدوم رو اول از امام رضا بخوام.
خوب که فکر کردم فهمیدم که خود امام رضا از دلم و خواسته هام خبر داره
 پس سکوت کردم و فقط گفتم امام رضا شرمنده ام همه چیزم رو ازشما دارم
 ممنون که مواظبم بودی و هستی .. 
مریض های زیادی پشت پنجره فولاد بودند!
 یادم به سال اولی افتادکه بعد از شیمی درمانی های خیلی سنگین دکتر اجازه داد تا برای چند روز به زیارت برم
 و خاله ها من رو بردند پشت پنجره فولاد تا دخیل امام رضا بشم
 اونا خبر نداشتن که من امام رضا رو توبیمارستان گودرز وقتی به حال مرگ بودم
 و هیچ دکتری نمیفهمید مشکل از کجاست دیدم !!
سال قبل قسمت نشد که اول پیش امام رضا برم بعد به تهران و بیمارستان شریعتی برم
 خیلی دوست داشتم که از امام رضا بخوام که حواسش بهم باشه اما نشد. 
ولی دقیقا روزی که من در بیمارستان پیوند میشدم پرچم امام رضا توسط خادم ها تو بیمارستان اورده شده بود
 این خبر رو خاله ناهید بهم داد و این خودش برام ارامش بزرگی بود 
خاله ناهید قراره روز تولد امام رضا هزار تا شعله زرد بپزه و پخش کنه
 اخه میگه نذر کرده اگر من حالم خوب شد این کارو بکنه 
من هم تصمیم دارم برای سالگرد پیوندم یه مهمونی بگیرم 
امیدوارم که حالم خوب باشه و مشکلی پیش نیاد