سین .ز جمعه 24 شهریور 1396 11:36 ب.ظ نظرات ()
سرما خوردگی!!
روز بیست وسوم مرداد برای انجام ازمایش های ماهانه و نمونه مغز استخوان به تهران رفتم
 نتایج ازمایشات رضایت بخش بود و داروها هم کمتر شد. 
درحین این که دکتر داروها رو برام می نوشت همراه یک مریض با یک ازمایش وارد شد و ازدکتر خواهش کرد که
 نتیجه رو ببینه. دکتر هم گفت رضایت بخش هست. شیمی درمانی رو شروع میکنیم.
 من فکرکردم که طرف تازه مریض شده اما وقتی همراه مریض رفت دکتر گفت مریضش نه سال پیش پیوند شده بود
 ولی حالا بیماری اش برگشت کرده و برای درمان اومده.
 ما چند روز او را شیمی درمانی می کنیم و دوباره برایش پیوند می زنیم .
ولی لازم نیست که مثل دفعه اول مدت طولانی بستری باشد .بعد از پیوند مرخص می شود
 ومراقبت ها در خانه برایش انجام می شود. ولی جی وی اچ دی های شدید تری رو باید تحمل بکند
خیلی شوکه شدم انتظار شنیدن این حرف ها رو نداشتم فکر می کردم این پیوندی که زدم درمان کامل هست
 و روزی میشه که راحت بشوم و من هم به خودم بگویم که سالم هستم.
 اما با شنیدن این حرف دکتر جا خوردم.  دکتر گفت ما با این کار بیماری رو کنترل و خاموش می کنیم
 ولی شما باید از خودتون مراقبت کامل داشته باشید. بعد ازمن سؤالی پرسید که من خیلی وقت پیش ازخودم پرسیده بودم
 و جوابش هم داده بودم .پرسید از اینکه پیوند شدی راضی هستی ؟ 
گفتم نه . محمد فوری گفت اره ما خیلی راضی هستیم. دکتر گفت خود مریض باید جواب بده .
گفتم من شیمی درمانی های قبل رو ترجیح می دادم.
چون تواین مدت هرروز درد دارم و باید منتظر باشم که قراره امروز چه دردی داشته باشم .
دکترهم سعی کرد من رو ارام کند . استرس نمونه دادن با این حرف ها که شنیدم کلی من رو به هم ریخت.
 به هر سختی بود ازمن نمونه گرفتند و ما به یزد برگشتیم.
 تا چند روز ناراحت بودم.  از زمین وزمان دلخور بودم تا اینکه خاله ناهید بهم زنگ زد و باحرف هاش ارومم کرد .
من هم خودم رو که باخته بودم دوباره راضی کردم که راضی باشم به رضای خدا و ازخودم ضعف نشان ندهم .
بعد از این که درد ناشی از نمونه دادن کمتر شد بر اثر بی احتیاطی خودم سرما خوردم.
 خیلی ترسیدم چون زمستان سال قبل بیمارستانی شدم و مجبور شدم ساندیمون رو بیشتر کنم و همه چیز از روی روال در رفت
 به دکتر عمومی مراجعه کردم چند تا انتی بیوتیک تجویز کرد استفاده کردم.
 ولی تاثیری نداشت. تصمیم گرفتم تا حالم بدتر نشده به دکتر فرات مراجعه کنم.
 دکتر هم چند نمونه انتی بیوتیک خارجی تجویز کرد گفت اگر بعد از چند روز بهتر نشدی بستری میشی و برام دستورش رو نوشت
 موقع خداحافظی از دکتر خواستم با مریض ها در مورد عوارض پیوند صحبت کند تا مریض خودش انتخاب کند.
 جواب داد که عوارض برای همه یکسان نیست و نمی توان به این بهانه پیوند نزد.
 خودت را نباز تا اینجا خوب پیشرفت کردی بقیه را بخدا بسپار.
خدا رو شکر بعد از چند روز بهتر شدم. داروها عالی بود 
خیلی سعی کردم که در اینترنت درمورد مراحل درمان بعد از پیوند مغز استخوان اطلاعاتی بدست بیاورم
 اما چیزی پیدا نکردم.
 کاش کسی به این فکر بی افتد و ما مریض ها اطلاعات بیشتری داشته باشیم.
 دوست دارم بدانم چه طور می شود که بیماری برمی گردد   ویا چه اقداماتی برای جلوگیری از برگشت بیماری باید انجام داد تا حالا هم اگر اطلاعاتی بدست اوردم از بقیه ی مریض ها بوده .
 بیست ودوم شهریور باید برای ازمایش ها وگرفتن جواب نمونه مغز استخوان به تهران بروم. امیدوارم همه چیز عالی باشد.
 وضعیتم درحال حاضر بد نیست. پوست صورتم هنوز تیره هست . موها هم کم پشت. بدنم هم که ورم داره
 شب ها خوب خواب نمیروم .روزها بی حال هستم و به سختی کارهای روزانه ام رو انجام می دهم .
اما من هنوز امیدوار هستم و منتظر روزهای بهتر وزیباتر درکنار خانواده 
دوشنبه سیزده شهریور نود و شش