سین .ز یکشنبه 26 آذر 1396 01:58 ب.ظ نظرات ()

جراحی ..

به نام خدا

 از اول مهر تا حالا در گیر درس و مدرسه حانیه شدم و کمتر وقت پیدا میکنم تا بنویسم.

 ولی  باید اعتراف کنم همیشه نوشتن بهم ارامش میده .

 اگر بخوام از روند درمانم بنویسم یک چند ماهی هست که دارم درجا میزنم.

 وقتی شهریور ماه به تهران رفتم ازمایش هام زیاد وضعیت جالبی نداشت و به جواب نمونه مغز استخوانم هم با توجه به اینکه کم از من نمونه گرفته بودن نمی شد اطمینان کرد.

 پس تصمیم گرفتن که دارو ها رو کم نکنن و دوباره ازمایش خون بدم و اگر مشکلی بود دوباره به بیمارستان شریعتی مراجعه کنم. چون ازمایش ه ارو یزد داده بودم.

 فکر کردم شاید ازمایش ها اشتباه شده. به ازمایشگاه قلهک رفتم و ازمایش دادم

 خداروشکر ازمایش خونم خوب بود اما یه ازمایش دیگه هم داشتم که جوابش چند روز بعد معلوم میشد و به ناچار به یزد برگشتم.

 بعد از چند روز جوابش رو برام فرستادن که مشکلی نداشت .

با محمد تصمیم گرفتیم ادامه ی درمان رو پیش دکتر فرات پیگیری کنیم.

 از دکتر هم نامه گرفته بودم که اگر مشلی پیش نیومد هر سه ماه یک بار به درمانگاه بیمارستان شریعتی مراجعه کنم.

 پس دوباره ازمایش دادم و رفتم پیش دکتر فرات که ازمایش ها مشکل داشت .

دکتر تصمیم گرفت چند تا داروی تقویتی اضافه کنه و دوباره یک ماه دارو ها رو ادامه بدم.

 و از داروها هم چیزی کم نکرد.

 خیلی کلافه بودم تازه داشتم خودم رو راضی میکردم که باید قوی باشم تا بتونم راحت تر این روز ها رو بگذرونم که بخاطر عوارض پیوندم به دکتر زنان مراجعه کردم و دکتر متوجه چند توده در بدنم شد و گفت باید حتما جراحی بشوی و احتمال سرطانی شدنش هست راستش خیلی شوکه شدم نمی دونستم چه طوری خودم رو راضی کنم.

 به خودم گفتم این دیگه چی بود حالا باید چیکار کنم.

 برام ماموگرافی نوشت و یک معرفی نامه برای دکتر متخصص جراحی .

 مثل همیشه محمد مثل کوه ایستاد و گفت این هم میگذرد غصه نخور خدا بزرگه.

 عمل میکنی تمام میشه فقط خدا میدونه تو دلش چه خبر بود.

 دوباره چند روزی ناراحت بودم. همه باهام صحبت کردن و قانه ام کردن که مسئله مهمی نیست.

 ماموگرافی رو انجام دادم و به دکتر مراجعه کردم و قرار بر این شد که سریع تر جراحی بشوم.

 چند روزی بود که درد استخوان شده بودم. چندین دفعه اورژانسی شدم.

 چند نوع مسکن تزریق کردند تا دردم کمتر شد . نهایتا به فوق تخصص درد مراجعه کردم.

 اول فکر می کردم که استرسی که دکتر زنان برام ایجاد کرده باعث درد شده اما دکتر گفت بر اثر مصرف دارو ها عضله های بدنم ضعیف شده و در حال خشک شدن است.

 باید کم کم شروع به ورزش کردن بکنم و از نرمش در مدت زمان کم شروع کنم و اهسته اهسته به زمان ورزشم اضافه کنم و برایم دارو هایی نوشت که باید حتما با هم مصرف کنم و چیزی را سر خود قطع نکنم.

 گفت درمانم سخته ولی شدنی است. چند روز پیش به دکتر فرات مراجعه کردم و ازمایش های جدیدم رضایت بخش بود .

قرار شد ساندیمون رو بیست وپنج تا مصرف کنم و بقیه ی داروها هم به مقدار قبل و دو ماه بعد مراجعه کنم تصمیم گرفتم یک ماهی را دارو مصرف کنم و ماه بعد جراحی شوم البته اول باید به تهران مراجعه کنم واز انها هم اجازه ی عمل بگیرم 

           به امید روز های زیباتر