سین .ز دوشنبه 20 فروردین 1397 03:22 ب.ظ نظرات ()
سال ۱۳۹۶
به نام خدا
سال نود و شش شاید شروع خوبی برام داشت اما پایان خیلی تلخی رو برام رقم زد
در طول سال سعی کردم خودم رو راضی کنم که باید به اینده خوشبین باشم اما سرنوشت در این سال مخصوصا ماه های اخرش شرایط سختی رو برام رقم زده بود 
اتفاقات بد باعث شد تصمیمی بگیرم،که هیچ وقت حتی فکرش رو هم نمی کردم که شاید روزی مجبور به گرفتن ان بشوم 
اما دست روزگار هرچه را برای تو تقدیر کرده باید تسلیم شوی
 درسال گذشته بیماری جدیدی برایم ایجاد شد که باعث شد عضوی از بدنم را از دست بدهم.
و متوجه بیماری جدیدی بشوم . البته خود دکتر فرات هم نتوانست اسمی برایش پیدا کند 
ابتدا فکر می کرد سرطان سینه هست اما بعداز ازمایش متوجه نشد که چه نوع سرطانی گرفته ام فقط اینطور به من گفت.
احتمالا همان سلول های سرطانی قبل هستند که غدد لنفاوی را درگیر کردن و به سینه ها سرایت کردن
 بعد از جراحی و گرفتن جواب ازمایش متوجه شدن تمام توده هایی که ازمایش شده بود سرطانی شده بوده و توده ی خوش خیمی وجود نداشته
 خیلی سخت بود سه دفعه بیهوش شدم ابتدا برای نمونه برداری سپس اجازه گرفتن تا سینه هارو تخلیه کنن بعد هم یک هفته بستری شدم تا علت رو بررسی کنند و بفهمن به پیوندم اسیب زده یا نه .و چون خیلی رگ هام خشک شده بود قرار شد من رو بیهوش کنن تا دستگاهی برام بذارن تا برای شیمی درمانی از ان استفاده کنم
 وقتی به هوش امدم از درد نمی دانستم که باید چکارکنم چندین جای بدنم رو سوراخ کرده بود و بخیه زده بودن و بسختی رگی رو پیدا کرده بودند که انچنان امیدی نمی توان به ان داشت
 خیلی شرایط روحی سختی رو داشتم. خودم رو بکلی باخته بودم امیدی داشتم که پایان سال داروهام تمام بشود اما این اتفاق خیلی برام تکان دهنده بود
 برای ویزیت و شروع درمان پیش دکتر فرات رفتم خیلی افسرده شده بودم.
 دکترکلی باهام صحبت کردکم کم قانع شدم که باید با خودم کنار بیام و درمان جدیدم رو شروع کنم قرار شد چند اول جلسه ای پرتو درمانی بشوم که حدودا دوازده جلسه شد و بعدچند جلسه ای شیمی درمانی بشوم قبل از سال جدید پرتو درمانی رو شروع کردم و حالا تقریبا اواخر پرتو درمانی هستم و باید ازمایش بدهم و برای شیمی درمانی اماده بشوم
به امید روزهای روشن تر