سین .ز چهارشنبه 31 شهریور 1395 12:55 ق.ظ نظرات ()

روز  اول بعد از پیوند


روز بعد از پیوند یه حمام با کمک خدمه ها رفتم بعد روی تخت مرتبم خوابیدم ودونه به دونه پرستارها امدن و پیوندم رو تبریک گفتن وخانم موسوی هم گفت پیوند خوبی داشتی و باید چون جوان هستی سریع رو پابشی و مرخص بشی وبعد هم دکتر پیوندم امد وگفت همه چیز عالی بوده بعدهم محمد عکس هایی که سفارش داده بودم وخاله از یزد اورده بود وانها هم استریل کردند و برام اوردن. منم عکس ها رو زدم به دیوار اتاقم خیلی قشنگ شده همه ی پرستارها ازشون خوششون امده وتعریف می کنن که همشون چقدر قشنگن مخصوصا لبخند سامیار که به ادم روحیه میده. بعداز ظهر هم خاله ها مامان وبابا وفرشید که خیلی وقت بود ندیدمش ونجمه خانم خواهر زن داییم امدن به دیدنم بعد از چند دقیقه حال واحوال با همه شون خسته شدم به خودم گفتم خداروشکر که هر روز ملاقاتی ندارم. دوساعت هم زیاده بالاخره ملاقاتی تمام شد و من به علت دوست نداشتن غذاکمی شام خوردم و اماده شدم برای خوابیدن، که تا صبح بیدار بودم چون تا سرم روی بالشت می ذاشتم احساس تنگی نفس می کردم پرستار ها هم بهم دارو زدن ولی فایده ای نداشت  .